الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

145

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

امور روم را به دست گرفته بودند و فشارهاى شديدى عليه وثنيين ( بت‌پرستان ) اعمال مىكردند و هيچ‌گاه اختلاف بين وثنيين و مسيحيان فروكش نمىكرد و اختلافات دينى بيشتر از هر چيزى ديگرى در دولت روم مشهور بود . فشار كليسا بسيارى از مردم را به فقر و ندارى مبتلا كرده بود و اين اختلافات قدرت امپراتورى روم را كاهش مىداد . ( 1 ) علاوه بر اين ، سفيدپوستان شمال روم و زردپوستان شرق روم براى دستيابى به زمين‌هاى كشاورزى بيشتر و استثمار همديگر در زد و خورد دائمى به سر مىبردند . گاهى اين برخوردها باعث بروز خسارت‌هاى عظيمى در دو طرف مىگرديد . همين اختلاف باعث شد كه امپراتورى روم به دو قسمت شرقى و غربى تقسيم شد و مورخان معتقدند كه اوضاع اجتماعى و مالى و سياسى روم در قرن ششم در بحران شديدى به سر مىبرده است و عقيده دارند كه بازپس‌گيرى بعضى از مناطق اشغال شده از ايران نمىتواند دليل بر اقتدار و قدرت روم باشد ؛ بلكه اين به خاطر فقدان نظام حاكميت در ايران بوده است . بنابراين ، اين دو امپراتورى بزرگ كه ادعاى حاكميت سياسى بر جهان آن روز را مىكرده‌اند ؛ به هنگامهء طلوع فجر اسلام مراحل پيرى و نابودى خويش را مىگذرانده‌اند و بديهى است كه چنين اوضاع بحرانى ، آمادگى لازم را در هر دو ملت براى پذيرش دين جديدى كه اوضاع نابسامانشان را سامان بخشد و آنها را از اين بحران و مشكلات نجات دهد ؛ فراهم كرده بود . حال كه اوضاع اين دو امپراتورى را بررسى كرديم ؛ لازم است اوضاع دولت عربى تابع آنها را هم بررسى كنيم . ( 2 ) پادشاهان حيره در يمن دو قرن بعد از ميلاد و در اوايل قرن سوم ، بعضى از طوايف عربى از بنى لخم كه يمنى بودند در اراضى كنارهء رود فرات در عراق ساكن شدند . در اين زمان ساسانيان در ايران حكومت مىكردند و عراق هم بخشى از مملكت آنها بود ؛ امّا روستاها و مزارع عراق كه تحت سيطرهء ساسانيان بود در معرض شبيخون‌هاى دائمى قبال باديه‌نشين صحراى حجاز قرار مىگرفت ؛ براى همين ساسانيان نياز به عرب‌هايى داشتند كه آنها را در مرزهاى عراق حاكم كنند تا از شبيخون‌هاى دائمى عرب‌هاى بدوى در امان باشند ؛ لذا لخمىها را در آنجا دست‌نشاندهء خويش كردند .